Daisypath Friendship tickers برای تو


برای تو

این آخرین پست وبلاگ رو شاید باید زودتر یعنی ٣١ شهریور می نوشتم. ولی نشد سخت بود خیلی سخت بود. مثل تموم شدن این رابطه که خیلی سخت بود، درد داشت خیلی! اما به قول خودت زندگیه دیگه!!!

بازم مثل همیشه حرف تو شد، همون که تو خواستی!!!

فقط خیلی ممنونم از تمام حسای خوبی که تو تمام این سه سال و چند ماه به من دادی و تمام درسایی که گرفتم از بودن با تو.

تنها آرزوم خوشبختی تمام و کمال برای توست... خدا حافظت باشه آرش عزیزم

 

میخواستم بت بگم چقدر پریشونم  دیدیم خودخواهیه دیدم نمیتونم

تحمل می کنم بی تو به هر سختی به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی بشنوم دنیات آرومه که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاس شبیه من یه دیونه که بیشتر از خودم قدرت و می دونه

چه کار کردی که با قلبم بخاطر تو بی رحمم تو میخندی چه شیرینه گذشتن  تازه میفهمم تازه میفهمم

تو رو میخوام تموم زندگیم اینه دارم میرم ته دیوونگیم اینه

نمیرسه به تو حتی صدای من تو خوشبختی همین بسه برای من

چه کار کردی که با قلبم بخاطر تو بی رحمم تو میخندی چه شیرینه گذشتن تازه میفهمم تازه میفهمم...

نوشته شده در دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩| ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات ()

یه کم آغوشت و وا کن که دعوت شم به خوابیدن

بغض و همینجوری مینویسن نه؟! خیلی خالیم خدایا نگی ناشکری می کنما! اینهمه سر در گمی این همه اتفاق که همیشه از افتادنشون می ترسیدم!!!! چه جوری دارم پیش می رم!!!

یه دوستی می گه "یه وبلاگ دیگه باز کن که فقط واسه خودت باشه آخه این وبلگ انگار مال آرشه"لبخند راست میگه اینجا وبلاگ اختصاصیه  آرشه مثل خیلی چیزای دیگه ی زندگیم که فقط مال آرشه!

شاید کردم این کار رو...

نوشته شده در چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩| ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات ()

تمام صبح داشتم غر میزدم که چرا دیشب آقا جون نذاشته من بخوابم، تو ماشین وقتی داشت من و می رسوند براش قیافه گرفته بودم! بعد امروز یهو وبلاگ دختری رو خوندم که پدرش رو از دست داده!!!!!!!!!!! وای خدایا شرمنده ام نمیتونم تصور کنم نبودنش رو. حالم بهم خورد از خودمسبز

واسه این سفر کلی برنامه ریزی کرده بودم فک می کردم کلی خوش بگذره! نمیدونم چرا اصلا اینجور نشد!!! تنها حسن این سفر کنسرت خواجه امیری بود و دونستن این که من چقدر ضعیفم تو شناختن آدما! گاهی اتفاقاتی میفته که می بینم آدمای اطرافم کاملا با تصوراتم متفاوتن و سخت میشه این جور وقتا! وقتی تو خیلی رو یه کسی حساب می کنی ولی اصلا یه جور دیگه از آب در میاد سخته مخصوصن اگه فک می کردی که خیلی دوستی باش یه جورایی صمیمیترین دوستته... اصلا بزرگ نشدم و نمیدونم چرا سعی دارم با واقعیات بجنگم؟!!!!

خیلی حس می کنم نداشتن یه دوست صمیمی رو، گاهی گریم می گیره از این تنهایی. دلم می خواد با یکی حرف بزنم یکی که قضاوتم نکنه یکی که من و بپذیره همینجور که هستم. آخه بعضی وقتا آدم احتیاج داره به یه هم جنس که همه چیز و بهش بگه!!! خیلی تنهام:(

نوشته شده در چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٩| ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات ()

چه بی رحمانه زیبایی...!


::ادامه مطلب::
نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩| ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ| توسط مریم| نظرات ()

اگه تو یه روز نباشی آرزو معنی نداره حتی خو شبختی تو این شهر دیگه پاشو نمیذاره

بی تو رو خونه قلبم پیله  غصه میشینه چشم من تو دنیا جز تو نمی خواد چیزی ببینه

اگه تو یه روز نباشی نفسم بالا نمیاد چون که این دلم به جز تو هیچی از دنیا نمیخواد

بی تو عقده های کهنه میلولن تو سینه هر دم اگه مال من نباشی دل من جون میده در دم

اگه تو یه روز نباشی واسه من آخر دنیاست فک کنم تموم عشقم توی این ترانه پیداست

 

 لینک دانلود

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٩| ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ| توسط مریم| نظرات ()















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت